Sunday, March 16, 2008
شعر
شبي غمگين تر از شبهاي فرهاد
به ياد لحظه هاي رفته بر باد
به ياد سروهاي سبز و عاشق
نشستم گريه کردم تا شقايق
صدايم يک نيستان بي قراري
غروب و حسرت و چشم انتظاري
به يادت اي عزيز نازنينم!
شبي تنها و خاکستر نشينم
از آن آتش که شب را شعله ور کرد
چه بر جا مانده جز خاکستر سرد
شکفته ياد گل در گريه هايم
پر از حرفم اگر چه بي صدايم
به سوگت اي چراغ خانه ي دل
چو کولي مي روم منزل به منزل
که تا شايد ز تو يابم نشانه
ز تو اي شاعر هر چه ترانه
تو را مي پرسم از اندوه مهتاب
که مي گريد به روي بستر آب
تمام چشم را من جستجويم
مگر يابم تو را در روبرويم
Labels: Nice
| فهرست مطالب ادبی | Posted by Amin @ 12:37 AM |
| Copyright Disclaimer |
