Thursday, January 03, 2008
غربت
شبي غمگين، شبي باروني و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت ديدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من مي گفت تنهايي غريب است
ببين با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستيم بود و ندونست
که در قلبم چه آشوبي به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهميد
اگر چه تا ته دنيا صدا کرد
Labels: Nice
| فهرست مطالب ادبی | Posted by Amin @ 1:49 PM |
| Copyright Disclaimer |
